|
May 30th, 2009 Dutch practice NL Architects have designed a conceptual advertisement on the facade of the Slovenská Národná Gal�ria.(Slovak National Gallery) in Bratislava, Slovakia. More � Construction has begun on a public library designed by Dutch firm MRVDV in Spijkenissse, the Netherlands. More � Industrial designer Karin Ehrnberger and interaction designer Loove Broms of the Interactive Institute in Sweden have designed a series of household objects highlighting energy consumption in daily activities. More �! Folded House is a residence in the Wienerwald, Austria, designed by Linz and Vienna practice Xarchitekten. More �!� An extension to the Anchorage Museum designed by David Chipperfield Architects opens to the public in Anchorage, Alaska, this weekend. More � Selective Insulation is a project by Berlin architects Davidson Rafailidis that creates insulated workspaces within a larger, cold room. More �! Zaha Hadid Architects have unveiled plans for an office and retail development called The Stone Towers in Cairo, Egypt. More �!� French designer Matali Crasset has completed the interior of La Maison des Petits (House for the Little Ones) at arts centre 104 Centquatre in Paris, France. More � Architects Stephanie Davidson and Georg Rafailidis of Berlin practice Touchy-Feely have designed heated protrusions from a wall to assist in muscle-tension relief. More �� French designer Matali Crasset has completed the reception area and canteen of arts venue M�nagerie de Verre in Paris, France. More �� The latest issue of our Dezeenmail newsletter has just been sent out - if you don�t subscribe, you can have a look at it here. Dezeenmail is a regular summary of the most popular and most commented-upon stories from Dezeen, plus all the jobs from Dezeenjobs and details of our latest competitions, sent out by email every few of weeks. So it�s quite handy. You can subscribe to Dezeenmail here. View the latest issue here.� Jordi Badia of Barcelona practice BAAS Architects has completed the CAP Salt 2 health centre in the town of Salt near Girona, Spain. More � � Austrian architects Xarchitekten have completed the interior of a jewellers in Linz, Austria, that features carpeted walls and ceiling. More �
باورش برای من مشکل است...متن بالا بخشی از یادداشت "مرد خوب" ترانه علیدوستی است در وبلاگش...! گاهی اوقات درک بعضی ها و دغدغه هایشان برایم دشوار است... البته دارم سعی خودم را می کنم! بعدالتحریر؛ به قول فرنگی ها آی ام سریسلی واندرینگ چرا بانوان دنیای نمایش در تصاویر تجاری خود مایلند به نحوی از انحاء روسری را از خود بکنند...؟! البته به قول "یک دوست"، آندرستندبل بات نات لاجیکال...!
«Peter Bradshaw is the Guardian's film critic» این جملهای است که در انتهای نقد های آتشین Peter Bradshaw میتوان دید و البته منقد فیلم بودن آن هم در گاردین به هیچ وجه موضوع کوچکی نیست.... اخیرا فیلم Filth and Wisdom را دیدم (اولین و تنها فیلم کارگردانی شده توسط مدونا!) و فرصتی دست داد تا چند نقد در مورد آن بخوانم و البته نقد Bradshaw را نیز هم که در حاشیه جشنواره برلین نوشته شده بود (http://www.guardian.co.uk/film/2008/feb/14/festivals.comedy)؛ آن را بخوانید و تجسم بفرمایید که به توصیه «یک دوست»، حقیر بخواهم با همان زبان و سیاق (که اصولا با گروه خونم هم هماهنگی دارد) مثلا در مورد بنای زیر بنویسم! photo: http://t-fears.blogspot.com طرح اول مسکونی جایزه معمار ٨٧ - ع تغابنی Well, it had to happen. Madonna has been a terrible actor in many, many films and now - fiercely aspirational as ever - she has graduated to being a terrible director. She has made a movie so incredibly bad that Berlin festivalgoers were staggering around yesterday in a state of clinical shock, deathly pale and mewing like maltreated kittens. She is also the producer and co-author of the script. If she'd done the location catering as well, they'd have had a Jonestown situation on their hands. Madonna has made a dumb and tacky comedy-drama about three people sharing a flat in a quaintly conceived "London" and her conception of super-cool streetwise reality is so clueless it's as if Marie Antoinette had made a film about cake-munching peasants. One of her characters is a pill-popping pharmacy assistant; one's a wannabe ballerina forced through poverty to work at a lap-dancing club; and the third is a Ukrainian punk-poet who earns a few bob humiliating masochists while wearing ex-Soviet military garb in his ratty bedroom. This last is played by Eugene Hutz, who does occasionally raise a smile, but everything else is a mess. Madonna's script is a nightmare of crass and fatuous stereotypes: south Asians, Jews, gays - no one escapes her lack of insight or common sense. Despite living in Britain for many years, she has only the sketchiest notion of what the place is like. Her film reaches a Zen state of pure offensive awfulness when the lap-dancer's mentor comes round with a gigantic wad of £20 notes. This was her "tips from last night". Her "tips"? From "last night"? Perhaps Madonna really does think that this is what lap-dancers make in a night. Or perhaps it's what she thinks they ought to make, or what they'd make if she was playing a lap-dancer in her acting pomp, the 80s era of Desperately Seeking Susan, whose picturesque vision of Bohemian life this film faintly and tragically recalls. Oh dear. How is it possible that the exhilaratingly talented star from that time has dwindled to such a dullard?
توکا مینویسد: امروز یک جفت کلاه تازه خریدم، یعنی به خودم هدیه دادم. یکی مشکی و دیگری قهوهای و به همین خاطر حالم خیلی بهتر از دیروز است. بهناز که دید با خنده گفت شبیه به "آقاجون" شدم! خدا بیامرزد "آقاجون" را، پدربزرگ بهناز بود و از آن کارمندهای قدیمی ثبت احوال که عادت داشت شاپو بر سر بگذارد و تا آخرین روزی که از خانه بیرون رفت این عادت را ترک نکرد. مادرم هم خندید و گفت که شبیه به خدابیامرز "باباجان" شدم، باباجان پدربزرگ خودم بود. هفتهی پیش که کلاه "یارعلی" سرم بود خیلیها گفتند شبیه به قصابها شدهام یا شبیه به کلاه مخملیهای فیلمفارسی در سه دهه پیش، اما تعریف یا تکذیب مردم اهمیتی ندارد، مهم این است که خودم از کلاهی که بر سرم رفته لذت میبرم، حس خوبی دارم و حال خوبم را به دیگران منتقل می کنم. در جشن سالگرد تأسیس دفتر، امسال بیشتر از سه سال قبل از من عکس گرفتند، فقط به خاطر کلاه کهنهای که از یارعلی گرفته بودم بیشتر از همیشه دیده شدم. همه باید بتوانند گاهی خودنمایی کنند. ادامه: فواید کلاه
فکر کنم اگر فرنک گری (به قول دوستان گهری!) یک نسخه از صفحه کودک و نوجوان همشهری را به طریقی دریافت کند واقعا مشعوف (فکر کنم دیکتهاش همین باشد!) خواهد شد که سرکار خانم آتوسا رقمی در مقالهای با عنوان "فرمها از اندیشه معمار به هیجان میآیند" اینچنین به ایشان به همان شیوه "ورطه ی ساده انگارانه ی ژورنالیسم سطحی" که اصلا هم نقد نیست و البته میدانیم نقد "نیازمند دیدن ِ مستقیم کار، گفتگوی با معمار، و دیدن ِ نقشه ها و مدارک" دارد و (یحتمل بودجه ای معادل خود بنا هم لازم دارد با این سیاق) "عکس هایی که گذاشته البته خاموش نیستند و "چیزی" از سایت، مکان، ترکیب بندی کار، و نیت طراح می گویند. اما این "چیز" ـ که قصد تفاوت و تمایز ازآن احساس می شود ـ باید داخل متنی بزرگتر قرار داده شود" (هر چه بزرگتر بهتر)، حال دادهاند... (راستی من اخیرا از یک بابایی که اینجا پرفسور است هم این تذکر را گرفتم که پاراگراف هایم خیلی طولانی است ولی خوب خواستم متنم بزرگ تر شود؛ این عین تذکر است: please use shorter pragraphs and not text all over the pages, it is difficult to read a compact text like this).
Michael Jackson converts to Islam LOS ANGELES, Nov. 21 (UPI) -- Pop star Michael Jackson has converted to Islam at a ceremony in Los Angeles attended by Yousef Islam, the singer formerly known as Cat Stevens
بزرگترین نابغه معماری ایران و جهان از تربت حیدریه دکتر آرمین محسن دانشگر پاسخ دهندگان: دوست و همکار عزيزم کمال يوسفپور (وبلاگ زروان) و دوست جديد از وبلاگ زمانه (که احتمالا ايشان هم معمار هستند) تکمله: به زودی با کارهای دانشگر در ايران نيز آشنا خواهيم شد.
برای اولین بار گوتلیب بومگارتن میان آگاهی زیبا شناسانه آدمی و ادراك حسی او از زیبایی قائل شد . كه ادارك حسی همان دانش به زیبایی طبیعی است كه در مقابل مفهوم زیبایی هنری كه نتایج هنر آفریده آدمی است قرار می گیرد . بومگارتن زیبایی هنری را هنر آزاد خوانده و آن را استتیك نامید . او سودای بنیان علمی تازه را در سر داشت كه آن را استتیك می خواند و مدعی بود كه با این علم اعتبار آگاهی هنری بیشتر دانسته می شود و در بحث از این علم شكاف ژرف میان علم طبیعی و شناخت از زیبایی را به شیوه روشنگران مورد تأكید قرار می دهد . وكانت در كتاب سنجش نیروی داوری واژه استتیك را به معنای مورد نظر بومگارتن به كار برد ولی یادآور شد كه علم مورد نظر بومگارتن به وجود نمی آید و هیچ گونه علم زیبایی وجود ندارد بلكه فقط نقادی زیبا شناسانه وجود دارد نه علم زیبایی بلكه هنرهای زیبا . هیوم در رساله اش در رابطه منابطه ذوق از جدایی ادراك زیبایی شناسانه از ادراك علمی یاد می كند و می پذیرد كه برای زبان هنر نمی توان قاعده ای نهایی و قطعاً درست یافت . او می گوید هر گونه احساسی بیرحق است ، زیرا حس به هیچ چیزی فراتر از خود باز نمی گردد و نمی توان برای فهم از زیبایی قائل به همان ابزار مفهومی ای شد كه در ادراك علمی كارایی دارد و این از دستاوردهای مدرن فلسفه هنر است كه راه علمی پژوهش حقیقت از راه شناسانه آن متفاوت است . به گفته نیچه زیبایی شناسی سخنی نظری است كه هنر را در موقعیت مستقل خود بررسی می كند و بارها حقیقی تر است از حقفیقت تجربی یا آن مواردی كه نتیجه بررسی دانشی خاص است و در پیكر مفاهیم و قوانین بیان می شود دانشی كه در واقع حقیقت را نسبت میان داده های موجود با احكام ، قوانین و نظریه ها می داند . از نظر نیچه هنر بارها بیش از عدالت لیبرال درست است و ارزشی بیش از احكام اخلاقی ای دارد كه در پی ارمان آن عدالت بنیان یافته است . در فرهنگ اصطلاحات فنی و نقادانه فلسفی لالاند زیبایی شناسی به دو معنی تعریف شده :
|
About
Home
|